خرداد ۱۹، ۱۳۸۹

کمونیسم - قسمت چهارم

کمونیسم در قرن بیستم

در اوایل قرن بیستم, به نظر می رسید مارکسیسم داری نظرات و راه حل هایی برای مشکلات پیش و رو باشد که برخی از آنان تندتر از میل کل جامعه بودند. مارکسیست ها همچنین از احزاب چپی می خواستند با با طبقه بندی جامعه مبارزه کرده و به سقوط سرمایه داری کمک کنند و با این کار سرعت حرکت به سمت یک انقلاب کارگری را افزایش دهند

برخی از مارکسیست ها نیز بودند که یک انقلاب را رد می کردند و بر این باور بودند که کنترل سرمایه ها و دارایی ها بوسیله عموم مردم می تواند از راههای مصالمت آمیز نیز به دست بیاید, مانند انتخاب مارکسیسم به عنوان سیستم سیاسی یک کشور طی یک رفراندوم

بسیاری نیز با کل نظرات مارکسیسم مخالف بودند و سعی داشتند برخی از جنبه های سرمایه داری را به جامعه ایده آل سوسیالیسم وارد کنند. این انقلابی های مارکسیست همچنان مایل به حفظ سرمایه داری بوده و ادعا می کردند که با برقراری سیستم های خدمات اجتماعی دولتی برای عموم مردم, می توان به راحتی برابری اجتماعی را افزایش داد و از بی عدالتی ها کاست

"ادوارد برن اشتاین", سوسیالیست آلمانی, یکی از افرادی بود که این شکاف فکری را در میان مارکسیست ها ایجاد کرد. او یک انقلاب را رد می کرد و پیشنهاد داد که به جای آن سوسیالیست ها با فشار بر سیستم سیاسی در جامعه سرمایه داری تغییراتی برای بهبود رفاه عمومی و عدالت اجتماعی ایجاد کنند

به هر حال پیروان "ماکس" به تدریج در جوامعی که حتی از از نظر او دارای پایه های اساسی مورد نیاز برای برقراری سیستم پیشنهادی اش نبودند نیز, به قدرت رسیدند. اولین این کشور ها روسیه بود که از فقر شدید و فراگیر رنج می برد و ملتی بسیار عقب مانده در آن زمان محسوب می شد (هرچند از نظر نظامی کشوری نسبتا قدرتمند بود). پس از آن, کمونیسم در طی نیم قرن بسیار قدرتمند شده و پس از جنگ جهانی دوم شوروی سابق را در جنگ سرد به عنوان یک ابر قدرت مقابل آمریکا قرار داد که عملا جهان را به دو نیمه بلوک شرق و بلوک غرب تقسیم کرده و به شدت با هم به رقابت می پرداختند

با فروپاشی شوروی در سال 1991 و پایان جنگ سرد, روند سقوط سیستم های کمونیستی در جهان و به ویژه در اروپای شرقی سرعت گرفت و نظام های کمونیستی یکی پس از دیگری سقوط کردند و از کمونیسم در اروپا تنها خاطره ای تلخ از سرکوب و جنایت باقی ماند. هرچند هنوز کمونیست ها در اروپای شرقی دارای نقوذ هستند, اما این نفوذ با قدرت بی چون و چرای گذشته آنها به هیچ عنوان قابل مقایسه نیست

امروزه تنها کشور های کمونیستی مهم جهان شامل چین, کوبا, کره شمالی و ویتنام هستند که به جز چین سایر کشور های نامبرده با مشکلات سیاسی و اقتصادی شدیدی دست و پنجه نرم می کنند به طوری که کره شمالی برای تامین غذای شهروندانش با مشکلات جدی روبروست

پیشرفت های چین نیز زمانی آغاز شد که این کشور از نظر اقتصادی (و نه سیاسی) عملا به سمت نظامی سرمایه داری پیش رفته و هم اکنون مالکیت شخصی در این کشور به رسمیت شناخته می شود. این اقدام چین باعث سرمایه گذاری شرکت های غیر چینی در این کشور, و در نتیجه پیشرفت سریع فنی و اقتصادی چین شده است